X
تبلیغات
رایتل

وقتی گوشی برای شنیدن...

پاره ای از افکار بی مشتری و حرفهای به سخره گرفته شده

پنج‌شنبه 17 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 08:47 ب.ظ

خدا بزرگه

واقعا موندم 

خدا بزرگه خدای من بزرگه یا خدا من کوچیک بود

مگه این ادم رو خدا برام نفرستاده بود

بعد اون قدر خودش بزرگ بود که بردش

چون بعدش فهمید که طرف شیاد بوده

هاهاهاها

فقط می تونم بخندم به این زندگی

بخندم به این زندگی 

بخندم

بخندم


خوب حالا از دیدگاه منطقی

چه درسی از این رابطه می گیرم؟

1- همچنان ایمان راسخ داشته باش زمانی که کسی ریگی تو کفشش نیست با خاطری جمع و محکم و با افتخار خودش رو معرفی می کنه و هزاران راه برای اثبات خودش مطرح می کنه

این ادم هیچی نگفت حتی ایمیلش هم الکی بود موبایلش ایرانسل بود یک بار هم از یک شماره ثابت زنگ نزد هیچ پیامی نفرستاد


2- اینقدر سریع اعتماد نکنم. من چرا اول از همه پیش دستی می کردم و همه اطلاعات و عکسامو در اختیارش قرار دادم؟ 


3- هیچوقت از در احساسات وارد نشو درسته اصلا احساسی نشده بودم و همش دروغ بود و خودم بهتر می دونستم ولی شاید کم کم بهش عادت می کردم


4- تو یک دختری و باید بارها هدیه بگیری بعد یک هدیه بده هنوز هیچ اتفاقی نیافتاده هدیه بگیری فکر می کنن کشته مرده بودی در حالی که اصلا این طور نیست


5- می گی قیافه مهم نیست ولی اونقدر مهم بود که خود تو امروز صبح دوست نداشتیش ببینیش و واقعا لطف خدا بود که دستش رو شد که نشد برم


6-اصلا و ابدا فکرت تحت احساساتت قرار نگیره فکر کن تو خیلی خوب فکر می کنی و خیلی بد احساستی می شی قبول دارم که امروز چند بار خواستم برم پول بریزم به حسابش احالا با مقادیر مختلف حتی یک بار تصمیم گرفتم کل موجودی رو بریزم بعد این فکر منطقی بود که برم و بعد منطقی تر اینکه تماس گرفتم

واقعا وقتی کسی قصد شیادی داره دو تا سوال جدی ازش بپرسی پس می زنه و می ره پی کارش و من تا بهش گفتم دارم می یام کمکت کنم جا زد و هیچ پاسخی در مورد اینکه کجا هست نداشت. هاهاها واقعا حال کردم تحقیق کردم خیلی تجربه خوبی بود به هر حال می خواستم برم و برگردم 50 هزاری حتما از کفم رفته بود. ولی اینطوری با دو تا تلفن طرف جیم شد. هیچی از جیبم نرفت


7- به حرف حافظ هم ایمان اوردم بهم گفته بود به هر کسی اعتماد نکن.

8- هنوز حس دوست داشتن این تحفه از حس دوست داشتن یک پسر قوی تر بود و افتادم تو اون لوپه گیر دادن وحشتناک. با اینکه شرایطی که این شیاد ترسیم کرده بود خیلی عالی بود ولی وقتی درگیر حسم با این عوضی شدم تلفن های شیاد رو جواب ندادم/ این یعنی هنوز احمقم.


9- نمی دونم باز هم باید به خدا توکل کنم یا نه؟ البته این باید به عنوان یک اصل باشه خدا شاید کاری کنه برای امتحان ( این تنها توجیهی بود که می تونم بگم تا از بزرگی خدا برام کم نشه )


10- تحمل تنهایی هم بد نیست وقتی منطقی عمل می کنی خیلی عالی تره و حست هم خیلی بهتره

11- من در نهایت اینکه برداشت می شه احساسی هستم ولی در نهایت منطقی ام و خیلی خوشم اومد از خودم ای ول به توووووووو :**** این هم مخصوص برای تو 



نظرات (1)
آموزنده
جمعه 18 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 09:00 ق.ظ
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :