X
تبلیغات
رایتل

وقتی گوشی برای شنیدن...

اطمینان

تقریبا حتم دارم شخصیتش فرقی نخواهد کرد و با هر کسی همون قدر حساسه 

حالا درسته عطش و جاذبه های غریزی و جنسی داره منعطفش می کنه که منت کشی کنه و با من چون همچین حالتی نداره خیلی وحشی عمل می کنه اما همش که این عطش نیست قطعا وقتی تو جریان زندگی قرار بگیرن و بخوام تصمیم گیری کن و از اتاق خواب بیان بیرون دیگه ملاطفتی می خواد و گذشت که دو شخصیت مغرور و لجباز رو با مشکل مواجه می کنه 

نمی دونم هر کسی چقدر می خواد حرف خودش رو به کرسی بنشونه چقدر در تقسیم وظایف و مشخص کردن حدود اختیارات خوب عمل خواهند کرد که تداخل تصمیمی اتفاق نیافته

چقدر تو اوضاع با هم مشارکت خواهند کرد 

تقابل اب و اتیشه باز ایا اینجا اتیش می بره یا اب؟ جالبه ارزو و علی اقا هم همینن ولی خوبن حالا اینجا چطور خواهد بود؟

( هر چند که می دونم نباید اصلا برام مهم باشه ولی الان اعتراف می کنم تو شرایط یک انسان سالم نیستم که برام مهم نباشه دوست دارم تمام کارایی که با من کرده بهش برگرده زجر بکشه)

انتهای ابروم کلی ورم کرده و اونقدر درد می کن هکه اصلا نمی تونم دستم بگذارم روش .

من باید چی کار کنم؟ چطور تمرکزم رو از روش بردارم؟ چزور نبینمش در 0 ضربش کنم برام بی اهمیت باشه بره گمشه هم بره گمشه؟

بهترین چیری که می تونم خودم رو باهاش سرگرم کنم و تنها هم نباشم چیه؟

باید فکر کنم چه باید کرد

می دونم مغزم سریعا به بهترین نتیجه خواهد رسید. خوابم می یاد

فعلا

نظرات (1)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
پنج‌شنبه 25 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 04:18 ب.ظ
امتیاز: 0 0