وقتی گوشی برای شنیدن...
  
 پاره ای از افکار بی مشتری و حرفهای به سخره گرفته شده
 
فروردین 1386
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
 
آرشیو

جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
سه شنبه 8 اسفند ماه سال 1385
می بارد از آسمان برف

عجب هوایی

در حالی که داشتیم هوای بهاری را تجربه می کردیم. زمستون دید نه داره سرش کلاه می ره دوباره خودش شد و حالا برف همه جا را سپید کرده و زیبا.


 
دوشنبه 7 اسفند ماه سال 1385
هفتاد و نهمین دوره مراسم اعطای جوایز اسکار
 
هزارتوی پن دو اسکار اول مراسم را از آن خود کرد
هزارتوی پن دو اسکار اول مراسم را از آن خود کرد
هفتاد و نهمین دوره مراسم اعطای جوایز اسکار شامگاه یکشنبه 25 فوریه (بامداد دوشنبه در اروپا) در سالن کداک هالیوود با حضور سرشناس ترین چهره های دنیای سینما برگزار شد.

فیلم از دست رفته ساخته مارتین اسکورسیزی به عنوان بهترین فیلم این دوره برگزیده شد. این فیلم در مجموع به سه جایزه دست یافت.

جالب ترین بخش این مراسم، زمانی بود که سه کارگردان سرشناس و هم نسل آمریکایی، اسکار بهترین کارگردانی را به دوست و همکار قدیمی شان دادند. جورج لوکاس، استیون اسپیلبرگ و فرانسیس فورد کاپولا این جایزه را به مارتین اسکورسیزی اعطاء کردند.

حضور این چهار نفر در کنار هم بر روی صحنه، یادآور سینمای متقاوت آمریکا در دهه هفتاد میلادی بود.

این نخستین باری بود که اسکورسیزی پس از ناکامی های مکرر در دوره های پیشین توانست به اسکار دست یابد.

طبق روال سالهای گذشته اسکار بهترین بازیگر نقش اصلی زن را برنده اسکار بهترین بازیگر مرد سال گذشته اهدا کرد. هلن میرن بازیگر نقش الیزابت دوم، ملکه بریتانیا در فیلم ملکه اسکار بهترین بازیگر نقش اصلی زن را بدست آورد که جایزه را از فیلیپ سیمور هافمن دریافت کرد.

این نخستین باری بود که اسکورسیزی پس از ناکامی های مکرر در دوره های پیشین توانست به اسکار دست یابد.

هلن میرن که پیش از این برای بازی در نقش ملکه جوایز معتبر دیگری نیز برده بود، مدتها بود که بخت اصلی دریافت این جایزه محسوب می شد.

جایزه بهترین بازیگر نقش اصلی مرد را نیز ریس وتیرسپون، برنده اسکار پارسال اهدا کرد. فارست ویتاکر بازیگر نقش ایدی امین در فیلم آخرین پادشاه اسکاتلند که او نیز مانند هلن میرن بخت اصلی اسکار محسوب می شد، این جایزه را دریافت کرد.

مجری این مراسم الن دجنرس، کمدین سرشناس آمریکایی بود که پس از ووپی گلدبرگ دومین زنی بود که به تنهایی اجرای این مراسم را بر عهده داشت.

Happy Feetبرنده بهترین انیمیشن بلند شد

نخستین اعطا کنندگان اسکار امسال نیکول کیدمن و دانیل کریگ بودند که برنده جایزه بهترین کارگردانی هنری را اعلام کردند. این جایزه به فیلم مکزیکی هزارتوی پن رسید.

دومین جایزه این مراسم، اسکار بهترین گریم بود که باز هم فیلم به هزار توی پن که در مجموع در 6 رشته نامزد است، رسید.

هزارتوی پن سومین اسکارش را در بخش فیلمبرداری بدست آورد که این اسکار را گی یرمو ناوارو، فیلمبردار این فیلم از گوئینت پالترو گرفت.

ابیگل برسلین و جیدن کریستوفر سایر، بازیگران خردسال هالیوود، برندگان بهترین انیمیشن کوتاه (شاعر دانمارکی) و بهترین فیلم کوتاه (داستان کرانه باختری) را معرفی کردند.

برنده بعدی فیلم نامه های ایوو جیما بود که جایزه بهترین صداگذاری را دریافت کرد. فیلم دختران رویایی برنده دیگر یکی از دو جایزه بخش صدا بود که برنده بهترین ترکیب صدا شد.

جنیفر هادسن بازیگر فیلم دختران رویایی که برای آن برنده اسکار شد، پیش از بازی در این فیلم شهرتش را با راهیابی به فینال یک مسابقه تلویزیونی آوازخوانی بدست آورده بود

ریچل وایز که سال گذشته جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن را بدست آورده بود، نخستین برنده یکی از چهار بخش بازیگری را اعلام کرد. او جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را به آلن ارکین، بازیگر فیلم میس سانشاین کوچک اهدا کرد. جایمون هونزو، ادی مورفی، مارک والبرگ و جکی ارل هال نامزدهای دیگر این بخش بودند.

کامرون دیاز، گوینده نقش پرنسس فیونا در کارتون شرک، فیلم Happy Feet را به عنوان برنده بهترین انیمیشن بلند اعلام کرد.

جایزه بهترین فیلمنامه اقتباسی به فیلمنامه از دست رفته رسید که تام هنکس و هلن میرن این جایزه را به ویلیام موناهان، نویسنده آن اعطا کردند.

فیلم ماری آنتوانت که فقط در بخش طراحی لباس نامزد بود، توانست بر رقبایی چون شیطان پرادا می پوشد و ملکه غلبه کند و اسکار این بخش را بدست آورد.

نام برنده بهترین جلوهای ویژه را رابرت داونی جونیور و نائومی واتس، بازیگران سینما اعلام کردند که این جایزه به فیلم دزدان دریایی کارائیب: صندوقچه مرد مرده اختصاص یافت.

کیت بلانچت استرالیایی و کلاین اوون انگلیسی، دو بازیگری بودند که فیلم زندگی دیگران از آلمان را به عنوان برنده اسکار بهترین فیلم زبان غیر انگلیسی اعلام کردند. این دومین بار در تاریخ اسکار است که جایزه این بخش از آن فیلمی آلمانی می شود.

در بخش بهترین موسیقی، فیلم بابل برنده شد. این فیلم با اینکه در هفت رشته نامزد بود اما فقط همین یک اسکار را بدست آورد

جورج کلونی، بازیگر و کارگردان آمریکایی که سال گشذته برای فیلم سیریانا، برنده اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد، امسال نام برنده بهترین بازیگر نقش مکمل زن را اعلام کرد.

اسکار این بخش امسال به بازیگری رسید که در نخستین حضور سینمایی اش، نامزد اسکار شده بود. جنیفر هادسن بازیگر فیلم دختران رویایی که پیش از بازی در این فیلم شهرتش را با راهیابی به فینال یک مسابقه تلویزیونی آوازخوانی بدست آورده بود.

اوا گرین، بازیگر فرانسوی کازینو رویال و گائل گارسیا برنال، بازیگر مکزیکی فیلم بابل اعطاءکنندگان جایزه فیلم مستند کوتاه بودند که برنده آن، مستند خون محله یینگژو بود.

حقیقت تلخ، ساخته ال گور، معاون رئیس جمهور سابق آمریکا اسکار بهترین فیلم مستند بلند را بدست آورد. این فیلم درباره گرمایش زمین و خطراتی است که محیط زیست را تهدید می کند.

آکادمی علوم و هنرهای سینمایی اسکار افتخاری امسال را به انیو موریکونه، سازنده موسیقی فیلمهایی چون خوب، بد زشت و سینما پارادیزو تقدیم کرد.

این آهنگساز 78 ساله ایتالیایی، جایزه اش را از کلینت ایستوود بازیگر مجموعه فیلمهای معروف به وسترن اسپاگتی که موسیقی آنها توسط موریکونه خلق شده، دریافت کرد.

میرن بازیگر نقش الیزابت دوم، ملکه بریتانیا در فیلم ملکه اسکار بهترین بازیگر نقش اصلی زن را بدست آورد که جایزه را از فیلیپ سیمور هافمن دریافت کرد.

پیش اهدای این جایزه، سلین دیون، خواننده کانادایی ترانه ای ساخته این آهنگسار را اجرا کرد.

انیو موریکونه هنگام دریافت جایزه، جملاتی به ایتالیایی بیان کرد که توسط کلینت ایستوود به انگلیسی بازگو شد.

در بخش بهترین موسیقی، فیلم بابل برنده شد. گوستا سانتائولا آهنگساز آرژانتینی این فیلم این جایزه را دریافت کرد. بابل با اینکه در هفت رشته نامزد بود اما فقط همین یک اسکار را بدست آورد.

کرستن دانست و توبی مگوایر، بازیگران فیلم اسپایدرمن پس از خواندن نام نامزدهای بخش بهترین فیلمنامه اریژینال، نام مایکل آرنت فیلمنامه نویس میس سانشاین کوچک را به عنوان برنده این بخش اعلام کردند.

کوئین لطیفه و جان تراوالتا پس از اینکه ترانه های نامزد بخش بهترین ترانه توسط خوانندگان آن اجرا شد، نام ملیسا اتریج خواننده ترانه "باید از خواب برخیزم" از فیلم حقیقت تلخ را به عنوان برنده این بخش اعلام کردند.

کیت وینسلت نام برنده اسکار بهترین تدوین را خواند. این جایزه را تلما اسکونمارکر، تدوینگر همیشگی مارتین اسکورسیزی برای فیلم از دست رفته دریافت کرد. این سومین اسکار این تدوینگر پر سابقه است که هر سه فیلم را اسکورسیزی ساخته است.

 
 

 
دوشنبه 7 اسفند ماه سال 1385
داستان اسکار
داستان اسکار: از آغاز تا کنون
 
برندگان اسکار

با وجود همه دگرگونی هایی که در 77 سال گذشته در صنعت فیلم پیش آمده، جایزه اسکار همچنان پابرجا مانده است.

از اواخر دهه 1920 و ورود صدا به سینما تا قرن 21 و استفاده از تصاویری که به کمک کامپیوتر تولید شده، دهه های متمادی شاهد پیدایش و از میان رفتن سبکهای گوناگون بوده اند.

هالیوود پیوسته سلطه خود را بر عالم خیال حفظ کرده و بر فیلمهای اروپایی، بریتانیایی و هندی - که البته تماشاگران خود را داشته اند – سایه افکنده است.

ستارگان هالیوود نیز از نخستین بازیگران جهانی در دهه 1930 تا ستارگان شکوهمند دهه 1950 و چهره های پر زرق و برق دهه 1970 و بازیگران امروزی که روابط شان موضوع بحث رسانه هاست دستخوش تغییر های بسیاری شده اند.

در تمام این سالها، جایزه اسکار نشان دهنده وضعیت کلی سینما بوده و به عنوان پاداشی به فیلمها، بازیگران و کارگردانانی که دستاوردهای پایداری داشته اند اهدا شده است. حتی هرگاه که آکادمی از یکی از این نشانه ها غافل مانده، باز هم معیارهای مفیدی برای درک روندهای جاری در صنعت فیلم در اختیار مورخان گذاشته است.

با کلیک کردن روی عناوین دهه ها درباره صنعت فیلم در آن دوران و اینکه اسکار چگونه بر آن تاثیر گذاشته اطلاعات بیشتری بدست خواهید آورد.

دهه های 1920 و 1930

بت دیویس

اسکار همزمان با ورود صدا به سینما پا به عرصه گذاشت. البته این جایزه تا سال 1939 رسما نام اسکار را بر خود نداشت.

با ورود صدا، استودیوهای فیلمسازی آمریکا بر صنعت فیلم مسلط شدند و آغاز عصر طلایی هالیوود را نوید دادند. با پیدایش فناوری تکنی کالر، بیشتر فیلمها به صورت رنگی فیلمبرداری شدند.

اولین مراسم اسکار یا در واقع جایزه آکادمی در سال 1929 در کنار یک مراسم شام رسمی در تالار "بلاسام" یا همان "شکوفه" روم هتل روزولت هالیوود برگزار شد.

فیلم بالها با داستانی درباره دو خلبان آمریکایی که هردو عاشق یک دختر می شدند، جایزه بهترین فیلم را برد و امیل یانینگز برای بازی در فیلم جسم یا همه تن جایزه بهترین بازیگر مرد را دریافت کرد. جنت گینور برای بازی در فیلم آسمان هفتم جایزه بهترین بازیگر زن را گرفت.

سال 1930 شاهد پا به عرصه گذاشتن نخستین ستارگان جهانی بود: اسپنسر تریسی، کلارک گیبل، بت دیویس و کاترین هپبورن همه برای نخستین بار جایزه گرفتند و هر چهار تن بعد ها در دهه های بعد نیز برنده جایزه اسکار شدند.

نخستین کارگردان- ستاره ها نیز رفته رفته وارد میدان شدند. فرانک کاپرا در این دهه سه بار (از جمله برای فیلم یک شب اتفاق افتاد) جایزه برد و جان فورد نیز اولین اسکار از چهار اسکار بهترین کارگردانی را در همین دهه برای فیلم خبرچین گرفت.

کلارک گیبل

در دهه 1930 دو فیلم کلاسیک از دو فیلم برنده جایزه شکست خوردند. در سال 1932 وداع با اسلحه با شرکت گری کوپر و آلن هیز جایزه را به سواره نظام باخت و فیلم صفحه اول با شرکت پت اوبراین نیز در سال 1930 – 31 در برابر فیلم وسترن سیمارون که برنده جایزه شد، ناکام ماند.

در سال 1935 فیلم یک شب اتفاق افتاد به کارگردانی فرانک کاپرا نخستین فیلمی بود که پنج جایزه بهترین کارگردانی، بهترین بازیگران زن و مرد، بهترین فیلم و بهترین فیلمنامه را یکجا برد. داستان روزنامه نگاری که عاشق خانمی می شود که وارث ارثیه هنگفتی است اما از خانواده اش گریزان است، جایزه بهترین بازیگر مرد را برای کلارک گیبل به ارمغان آورد.

در همان سال یکی از بزرگترین پیشگامان سینما، دیوید وارک گریفیث که "به مردی که هالیوود را اختراع کرد" شهرت داشت جایزه ویژه آکادمی را برد.

گریفیث پیشگام ابداع و استفاده از بسیاری از فنون داستانگویی در سینما بود و یکی از نخستین آثار کلاسیک سینما موسوم به تولد یک ملت را در سال 1915 کارگردانی کرد.

دهه 1940

اینگرید برگمان و همفری بوگارت از محبوبترین بازیگران دهه چهل بودند. نمایی از کازابلانکا

سینما همچنانکه از نظر اندازه و اهمیت رشد می کرد، تعداد ستارگانش نیز رو به فزونی بود.

اینگرید برگمان در این دهه چهار بار نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر زن شد و سرانجام در سال 1944 این جایزه را برای ایفای نقش در فیلم چراغ گاز گرفت.

لارنس اولیویر بازیگر تئاتر بریتانیا با موفقیت به هالیوود راه یافت و شش بار نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگری و بهترین کارگردانی شد. جیمز استوارت نیز که جمعاً پنج بار نامزد دریافت جایزه اسکار شد، سه بار در این دهه نامزد شد و در سال 1940 جایزه اسکار را برای بازی در فیلم داستان فیلادلفیا برد.

به روایتی غولهای پیشگام سینمای آمریکا، فرانک کاپرا، بیلی وایلدر، جان فورد و اورسن ولز قویترین آثار خود را در این دهه خلق کردند.

جیمز استوارت نیز که جمعاً پنج بار نامزد دریافت جایزه اسکار شد

در سال 1940 فیلم بربادرفته بیشتر جوایز اصلی اسکار را درو کرد. در حالیکه این فیلم هنوز یک اثر کلاسیک به شمار می آید، کارگردانش ویکتور فلمینگ در بوته فراموشی مانده است.

در سال 1941 رقابت بر سر جایزه بهترین فیلم میان فیلمهای خوشه های خشم، ربکا، داستان فیلادلفیا و دیکتاتور بزرگ بسیار فشرده بود.

ربکای هیچکاک جایزه را برد؛ اما از آنجا که جایزه بهترین فیلم همیشه به تهیه کننده داده می شود، دست خود هیچکاک هرگز به جایزه اسکار نرسید.

در رقابت بر سر جایزه بهترین کارگردانی جان فورد از هیچکاک پیش افتاد. هیچکاک انگلیسی چند بار دیگر نیز نامزد اسکار شد اما به آن دست نیافت.

هیچکاک چند بار دیگر نیز نامزد اسکار شد اما به آن دست نیافت

در سال 1942 والت دیزنی جایزه ایروین تالبرگ موسوم به جایزه دستاورد تمام عمر را گرفت. این همان سالی بود که پروژه شخصی او، فانتازیا، شکست سختی خورد و دیزنی اشک ریزان از عدم توفیق آن در گیشه خبر داد. بازی روزگار این است که امروز فانتازیا را یک اثر کلاسیک سینمای کارتونی می شناسند.

مراسم اسکار سال 1942 یکی از بحث انگیزترین مراسم در نوع خود بود. دره من چه سبز بود به کارگردانی جان فورد اسکار بهترین فیلم را برد و همشهری کین اورسن ولز را ناکام گذاشت. فورد در زمینه بهترین کارگردانی هم اورسن ولز تازه کار را از جایزه محروم کرد. برخی استدلال می کند که این بزرگترین بی عدالتی در تاریخ اسکار بود.


دهه 1950

این دهه تحت تاثیر نام تعدادی از بزرگترین کارگردانانی که به سینما شکوه بخشیده اند قرار داشت. دیوید لین، آلفرد هیچکاک، الیا کازان، جان هیوستن و جان فورد، همه شاهکارهای خود را در دهه پنجاه آفریده اند.

کاترین هپبورن با چهار اسکار پر افتخارترین بازیگر تاریخ سینما از نظر آکادمی است

این همان دهه ای بود که شاهد نمایش سرگیجه، پل رودخانه کوای، در بارانداز، اتوبوسی به نام هوس و قایق افریکن کوئین (مشهور به ملکه آفریقایی) بود.

مارلون براندو، یکی از تیزهوش ترین ستارگان هالیوود در دهه پنجاه بر پرده درخشید. او پنج بار نامزد دریافت اسکار شد اما برای دریافت اسکار می بایست تا سال 1954 که بخاطر بازی در فیلم در بارانداز جایزه گرفت منتظر اسکار می ماند.

کاترین هپبورن که دوبار هم در دهه های 30 و 40 نامزد دریافت اسکار شد بود سه بار هم در دهه 50 نامزد شد و چهار بار در دهه 60 و برای آخرین بار در سال 1982 نامزد اسکار شد.

هپبورن در مجموع دوازده بار نامزد اسکار شد و چهار بار به این جایزه دست یافت که هنوز هیچ بازیگری به این رکورد دست نیافته است. جذابیت و محبوبیت هیچ بازیگر زن دیگری به اندازه او طولانی نشد و هیچ زنی هم به اندازه او در مراسم اسکار سالهای مختلف موفقیت کسب نکرد.

مارلون براندو نخستین اسکارش را برای فیلم در بارانداز بدست آورد

وجه غالب فیلمهای این دوره ترکیبی از شگفت انگیزی و مسخرگی بود. با این حال آکادمی در سال 1951 جایزه بهترین فیلم را – به درستی - به همه چیز درباره ایو و در سال 1955 به از اینجا تا ابدیت اعطا کرد.

اما در سال 1952 که اسکار بهترین فیلم به یک آمریکایی در پاریس داده شد (آنهم در برابر اتوبوسی به نام هوس) و در سال 1957 که اسکار را به دور دنیا در هشتاد روز دادند، آکادمی آشکارا به خطا رفته بود.

در سال بعد از آن هم همین اتفاق افتاد. وقتی اسکار بهترین فیلم را به بزرگترین نمایش روی زمین دادند حتی مری پیکفورد که مجری برنامه بود، موقع اعلام نام فیلم برنده کاملا جاخورده بود.


دهه 1960

بن هور نخستین فیلمی بود که به یازده اسکار دست یافت

در همان حال که آمریکا با راه پیمایی های هواخواهان آزادیهای مدنی و ترور جان اف کندی در حال دگرگونی بود، هالیوود هم - هرچند به آهستگی - داشت تغییر می کرد.

در سال 1968 برنده اسکار بهترین فیلم، یعنی در گرمای شب و نامزدهای دریافت این جایزه یعنی بانی و کلاید و گراجوئت نشان دهنده آمریکایی هشیارتر و با آگاهی سیاسی بیشتر بودند. آمریکایی که قرار بود در دهه 1970 متحول شود.

اسپنسر تریسی با سه بار نامزد شدن برای اسکار در این دهه دوام کار حرفه ای اش را به اثبات رساند و در همان حال بت دیویس و کاترین هپبورن همچنان ستاره های محبوبی بودند.

یکی از موفقترین فیلمهای این دهه بن هور بود که در سال 1960 با بردن 11 جایزه اسکار رکورد های قبلی را شکست و به مفهوم "فیلم عظیم حماسی" برنده جایزه اسکار معنی داد. بعدها فیلمهایی مانند رقصنده با گرگها، دلاور و گلادیاتور از همین الگو پیروی کردند.

در سال 1964 سیدنی پواتیه اولین بازیگر سیاهپوستی بود که جایزه اسکار بهترین بازیگری را ( به خاطر بازی در فیلم سوسنهای مزرعه) گرفت. بازیگر سیاهپوست بعدی که اسکار گرفت دنزل واشینگتن بود که این جایزه را سه دهه بعد از آن برد.

ان بنکرافت و داستین هافمن در فیلم گراجوئت

در سال 1967 آکادمی سرانجام مشکل اعطای جایزه اسکار به آلفرد هیچکاک را با دادن جایزه دستاورد تمام عمر حل کرد. این تنها باری بود که دست هیچکاک به مجسمه اسکار خورد. او فقط زیر لب گفت: "ممنون!" و از صحنه پائین آمد.

در دهه 60 موزیکالها هم محبوب بودند. داستان وست ساید، بانوی زیبای من ، آوای موسیقی ( در ایران: اشکها و لبخندها) و اولیور اسکار بهترین فیلم را گرفتند.

در سال 1969 آکادمی یک بار دیگر نشان داد که برخی از تصمیم هایش در دراز مدت اعتبار ندارد.

2001: ادیسه فضایی ( در ایران: راز کیهان) استنلی کوبریک که اینک یکی از تاثیرگذارترین فیلمهای تاریخ سینما به شمار می آید هم در رشته بهترین فیلم و هم در زمینه بهترین کارگردانی نادیده گرفته شد. در عوض جایزه بهترین فیلم را به فیلم اولیور و اسکار بهترین کارگردانی را به کارول رید دادند.

دهه 1970

مارلون براندو برای بازی در پدرخوانده دومین اسکارش را کسب کرد

سالهای 1970 برای فیلمسازان آمریکا دهه تجربه های بزرگ بود. فیلمسازان آمریکایی در این دهه تعدادی از بهترین فیلمهای آمریکایی را ساختند.

نسل جدیدی از فیلمسازان جوان آمریکایی مانند مارتین اسکورسیزی، ویلیام فریدکین، فرانسیس فورد کاپولا، استیون اسپیلبرگ، نورمن جیوسون و سیدنی پولاک در این دهه پا به عرصه فیلمسازی گذاشتند.

آنها با زیبایی شناسی فیلمهای اروپایی پرورش یافته بودند و تغییر لحن ناشی از نوغ فیلمسازی آنها در فهرست اسامی نامزد ها و برندگان جوایز اسکار تاثیر گذاشت.

چایناتاون (محله چینی ها)، پدرخوانده، ارتباط فرانسوی، آخرین نمایش و مش همگی در آغاز این دهه نامزد جایزه اسکار شدند.

در این دهه نسل تازه ای از بازیگران هم در هالیوود به عرصه رسید. رابرت دونیرو و جک نیکلسون هم ار نظر ظاهری و هم از نظر طرز تلقی با بازیگران کلاسیک مانند کلارک گیبل و کری گرانت تفاوت داشتند.

در سال 1971 آکادمی بار دیگر به تصحیح یکی از اشتباهاتش اقدام کرد و به اورسن ولز یک اسکار افتخاری داد. در همان سال، جورج سی اسکات اولین بازیگری بود که جایزه اسکار را رد کرد. او پیش از مراسم پیغام داد که برای دریافت جایزه نخواهد رفت و مراسم را "یک رژه گوشتی دو ساعته" نامید.

در سال 1972 به چارلی چاپلین هم یک اسکار افتخاری دادند. بسیاری لحظه دریافت جایزه او را عاطفی ترین لحظه در تاریخ اسکار نامیدند

در سال 1972 به چارلی چاپلین هم یک اسکار افتخاری دادند. بسیاری لحظه دریافت جایزه او را عاطفی ترین لحظه در تاریخ اسکار نامیدند.

چارلی بیست سال پیش از آن، هنگامی که رفتار سیاسی او زیر ذره بین قرار گرفت از آمریکا رفت و هنگامی که در سال 1972 برای دریافت جایزه اسکار برگشت طولانی ترین کف زدنها در حالیکه همه به پا ایستاده بودند، در انتظارش بود.

تقریبا تمام فیلمهای بزرگ برنده اسکار این دهه مانند پدرخوانده قسمت اول و دوم و پرواز برفراز آشیانه فاخته، (در ایران: دیوانه ای از قفس پرید) منهای چند استثنا هنوز در زمره فیلمهای کلاسیک هستند.

در سال 1974 فیلم نیش (با بازی پل نیومن و رابرت ردفورد) با پشت سر گذاشتن دیوارنگاریهای آمریکایی و جن گیر برنده اسکار شد و سه سال بعد، راکی سیلوستر استالونه با پشت سرگذاشتن راننده تاکسی مارتین اسکورسیزی و همه مردان رئیس جمهور آلن جی پاکولا جایزه بهترین فیلم و بهترین کارگردانی (جان آویلدسون) را برد.

جنگ ستارگان، (جورج لوکاس) موفق ترین فیلم این دهه در سال 1978 هفت جایره اسکار را در رشته های فنی برد اما جایزه اسکار بهترین فیلم و بهترین کارگردان را به آن ندادند.

 

دهه1980

مریل استریپ که در مجموع دوازده بار نامزد اسکار شده، از موفقترین بازیگران زن دهه 1980 بود

فیلمهای بزرگ نامزد اسکار در این دهه به خوبی فیلمهای دهه 1970 نبودند. در این دهه فیلمهای احساساتی مانند رانندگی برای خانم دیزی، دست و دل باز، (Rain Man( دختر شاغل، و کنار برکه طلایی نامزد اسکار شدند.

اما فیلمهای خوبی مانند گمشده،عین جنس، رنگ ارغوانی، جوخه، فرزندان خدایی کهتر،امید و جلال، و می سی سی پی می سوزد هم که ترکیبی از یک حس تاریخی و وجدان اجتماعی را بازتاب می دادند نیز در میان نامزدهای اسکار دیده می شد.

سال 1981 یک تجدید حیات کوچک هم برای سینمای بریتانیا بود. ارابه های آتش در هفت رشته نامزد شد و چهار جایزه اسکار را برد. سال بعد از آن، گاندی در 11 رشته نامزد شد و هشت جایزه را برد.

رین من برای داستین هافمن دومین اسکار را به ارمغان داشت

ارابه های آتش فیلم محبوب سال 1981 یعنی فیلم سرخهای وارن بیتی که در 12 رشته نامزد اسکار شده بود اما تنها سه جایزه برد را تحت الشعاع قرار داد. یکی از این سه جایزه، اسکار بهترین کارگردانی بود.

دو تن از مهمترین بازیگران این دوره، مریل استریپ و داستین هافمن برای بازی در فیلم کریمر علیه کریمر اسکار گرفتند.

استریپ که بعد از کاترین هپبورن موفقترین بازیگر برنده اسکار است، در این دهه پنج بار دیگر هم نامزد دریافت جایزه شد.

هافمن در سال 1983 برای فیلم توتسی نامزد شد و در آغاز دهه 1990 دومین اسکار بهترین بازیگری را برد.

این دهه با این اتفاق نامیمون آغاز شد که درام خانوادگی رابرت ردفورد به نام مردم معمولی، اسکار بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را از چنگ شاهکار مارتین اسکورسیزی به نام گاو خشمگین درآورد.

جک نیکلسون با سه جایزه اسکار محبوب ترین بازیگر مرد آکادمی است

در سال 1984 فیلم شرایط مهرورزی پنج جایزه اسکار از جمله سه جایزه برای جیمز بروکز به عنوان کارگردان، تهیه کننده و نویسنده را درو کرد. چنین موفقیتی را تنها چهار کارگردان دیگر داشته اند: لئو مک کری در سال 1944، بیلی وایلدر در سال 1960 ، فرانسیس فورد کاپولا در سال 1974 و جیمز کامرون در سال 1997.

در سال 1981 رابرت دنیرو که چهار بار نامزد اسکار بهترین بازیگری شده بود سرانجام اسکارش را برای بازی در چهارمین فیلمی که با مارتین اسکورسیزی کار کرد برای ایفای نقش جیک لاموتای مشتزن در فیلم گاو خشمگین گرفت.

جک نیکلسون همچنان محبوب آکادمی بود و اولین بازیگری بود که بعد از دریافت اسکار بهترین بازیگر (در سال 1976 برای فیلم پرواز بر فراز آشیانه فاخته) در سال 1984 (برای فیلم شرایط مهرورزی) اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل را گرفت.

دهه 1990

گوینت پالترو برای بازی در فیلم شکپیر عاشق جایزه بهترین بازیگر زن را بدست آورد

این دهه برای سینمای بریتانیا دهه پرکاری بود. در عرض هفت سال نه فیلم بریتانیایی از جمله فول مانتی، چهار عروسی و یک تشییع جنازه،رازها و دروغها و و بازی گریستن نامزد دریافت اسکار شدند.

در سال 1999 شکسپیر عاشق جایزه اسکار بهترین فیام را برد و نجات سرباز رایان را ناکام گذاشت.

گرچه تاریخ اسکار پر از شکایتهای این چنینی است اما تبلیغات کمپانی سازنده شکسپیر عاشق برای کسب اسکار در این زمینه رقابت را به حد نازلی رساند. با این حال از آن پس تبلیعات و جوسازی شدید برای بدست آوردن اسکار بیشتر تبدیل به قاعده شده است تا استثنا.

در سال 1991 کوین کاستنر با فیلم با گرگها می رقصد که جایزه اسکار بهترین فیلم را گرفت، به تجدید حیات نوع وسترن دست زد. با وجود محبوبیت نوع وسترن، این فیلم دومین وسترنی است که اسکار بهترین فیلم را برده است. بعدا در سال 1992 فیلم نابخشوده کلینت ایستوود سومین وسترنی شد که اسکار گرفت.

تام هنکس با کسب دو اسکار پی در پی به یکی از محبوب ترین بازیگران هه نود تبدیل شد

مارتین اسکورسیزی در دهه 1990 هم نادیده گرفته شد. کارگردان دوستان خوب این بار جایزه را به کوین کاستنر واگذاشت.

استیون اسپیلبرگ که دست کم از نظر مالی موفقترین کارگردان سینما به شمار می رود سرانجام در سال 1994 جایزه اسکار بهترین فیلم را برای فهرست شیندلر گرفت.

این فیلم در 12 رشته نامزد اسکار بود و هفت جایزه را گرفت و نظر بسیاری را که فکر می کردند اسپیلبرگ تنها می تواند فیلمهای پرماجرای عامه پسند بسازد عوض کرد.

تام هنکس خود را به عنوان اسپنسر تریسی نسل خود تثبیت کرد. او در این دهه دو اسکار گرفت. یک بار در سال 1994 برای فیلم فیلادلفیا و یک بار هم در سال 1995 برای فیلم فارست گامپ.

در سال 1997 هنگامی که برای نخستین بار هیچیک از کمپانیهای بزرگ هالیوود فیلمی در میان نامزد های جایزه اسکار بهترین فیلم نداشتند، فیلم بیمار انگلیسی آنتونی مینگلا مطرح شد. اما باز هم برنده نهایی هالیوود بود.

سال بعد، تایتانیک که هالیوودی ترین فیلم عالم است اسکارها را درو کرد. این فیلم در 14 رشته نامزد اسکار بود و 11 اسکار را برد. درست به اندازه اسکار های بن هور.

آکادمی همچنان به فیلمهای حماسی و تاریخی هم علاقمند بود. دلاور مل گیبسون در سال 1996 اسکار بهنزین فیلم و بهترین کارگردانی را گرفت.

 

2000 به بعد

هالی بری نخستین بازیگر زن سیاه پوست بود که به اسکار دست یافت

قرن جدید زمان به صحنه وارد شدن تصویرسازی کامپیوتری بود. این فن آوری به استودیوها این اعتماد به نفس را داد تا بار دیگر به ساختن فیلمهای عظیم حماسی مانند سه گانه ارباب حلقه ها و گلادیاتور که یکی از نخستین برندگان اسکار در قرن تازه بود روی بیاورند.

صنعت فیلم بالیوود هند نیز بال و پر گشود و با فیلمهایی مانند لاگان و دوداس تماشاگران غربی را مخاطب قرار داد.

در مراسم اسکار سال 2001 وقتی گلادیاتور جوایز را برد، ریدلی اسکات خاطره بن هور را زنده کرد. این فیلم در 12 رشته نامزد اسکار بود و پنج اسکار از جمله اسکار بهترین فیلم و بهترین بازیگر (راسل کرو) را گرفت.

اما خود اسکات جایزه بهترین کارگردانی را نگرفت. اسکار به استیون سودربرگ رسید که آن را بخاطر فیلم قاچاق برد.

شون پن برای بازی در فیلم رود مرموز اسکار گرفت

ببرخیزان، اژدهای پنهان، موفقترین فیلم غیر انگلیسی زبان تاریخ، نیز به اسکار نزدیک شد اما از فیلم گلادیاتور که حماسه سنتی تری بود؛ شکست خورد.

در سال 2002 هالی بری به عنوان اولین زن سیاهپوستی که برنده اسکار بهترین بازیگر شد به چهره ای تاریخساز بدل شد. در همان مراسم، دنزل واشینگتن دومین سیاهپوست برنده اسکار بهترین بازیگر مرد شد.

سیدنی پواتیه اولین سیاهپوست برنده اسکار نیر در همان شب یک اسکار افتخاری گرفت.

جوایز بازیگری کم و بیش موفقیت های دیگر فیلم ذهن زیبای ران هاوارد را تحت الشعاع قرارداد.

در سال 2003 فیلم شیکاگو با بردن شش اسکار بازگشت فیلم موزیکال را رقم زد. سه گانه ارباب حلقه ها هم در گیشه موفق بود اما آکادمی ابتدا صبر کرد تا هر سه فیلم ساخته شود.

کاترین زیتا جونز از جمله بازیگران بریتانیایی دهه 2000 بود که به اسکار دست یافت

در سال 2004 بازگشت پادشاه تمام جوایز از 11 جایزه ممکن از جمله اسکار بهترین فیلم و بهترین کارگردانی (پیتر جکسون) را برد.

دو فیلم قبلی این سه گانه در سالهای 2002 و 2003 موفقیتهای محدودی در مراسم اسکار داشتند و شش اسکار از 19 اسکاری را که نامزد بردن شان شده بودند، بردند.

در سال 2004 شون پن بخاطر ایفای نقش در رود مرموز جایزه اسکار بهترین بازیگری را برد و شارلیز ترون هم بخاطر ایفای نقش یک قاتل در فیلم هیولا اسکار بهترین بازیگر زن را ربود.

در سال 2005 فیلم دختر میلیون دلاری ساخته کلینت ایستوود، بازیگر و کارگردان آمریکایی، اسکار بهترین فیلم را دریافت کرد.

این فیلم که در هفت بخش نامزد اسکار بود، جوایز بهترین فیلم و بهترین کارگردان را بدست آورد و هیلاری سوانک و مورگان فریمن بازیگر سیاه پوست آمریکایی، نیز بخاطر بازی در این فیلم به ترتیب جوایز بهترین بازیگر نقش اول زن و بهترین بازیگر مکمل مرد را به خود اختصاص دادند.

 


 
دوشنبه 7 اسفند ماه سال 1385
فهرست کامل برندگان اسکار 2007
 

اسکار


هفتاد و نهمین دوره مراسم اسکار که از ساعت 5 بعد از ظهر یکشنبه به وقت لس آنجلس (یک بامداد دوشنبه به وقت گرینویچ) آغاز شد و آکادمی علوم و هنرهای سینمایی برگزیدگان 24 رشته گوناگون را معرفی کرد.

بهترین فیلم

بابل
میس سانشاین کوچک
از دست رفته
ملکه
نامه های ایووجیما

بهترین کارگردان

مارتین اسکورسیزی: از دست رفته
کلینت ایستوود: نامه های ایووجیما
استیون فریرز: ملکه
آلخاندور گونزالس اینیاریتو: بابل
پل گرین گراس: یونایتد 93

بهترین بازیگر مرد

لئوناردو دی کاپریو: الماس خونین
فارست ویتاکر: آخرین پادشاه اسکاتلند
رایان گاسلینگ: Half Nelson
پیتر اوتول: ونوس
ویل اسمیت: بدنبال خوشبختی

بهترین بازیگر زن

هلن میرن: ملکه
جودی دنچ: یادداشتهای یک رسوایی
کیت وینسلت: بچه های کوچک
پنه لوپه کروز: بازگشت
مریل استریپ: شیطان پرادا می پوشد

بهترین بازیگر نقش مکمل مرد

ادی مورفی: دختران رویایی
آلن ارکین: میس سانشاین کوچک
جایمون هونزو: الماس خونین
مارک والبرگ: از دست رفته
جکی ارل هالی: بچه های کوچک

بهترین بازیگر نقش مکمل زن

جنیفر هادسن: دختران رویایی
آدریانا باراس: بابل
رینکو کیکوچی: بابل
ابیگل برسلین: میس سانشاین کوچک
کیت بلانچت: یادداشتهای یک رسوایی

بهترین فیلم زبان غیر انگلیسی

پس از عروسی - دانمارک
روزهای افتخار- الجزایر
هزارتوی پن - مکزیک
زندگی دیگران- آلمان
آب - کانادا

بهترین انیمیشن بلند

ماشینها
Happy Feet
خانه هیولا

بهترین فیلمنامه اقتباسی

بورات
از دست رفته
بچه های کوچک
یادداشتهای یک رسوایی
فرزندان انسان

بهترین فیلمنامه اریژینال

بابل
میس سانشاین کوچک
نامه های ایووجیما
ملکه
هزار توی پن

بهترین موسیقی

بابل
آلمانی خوب
ملکه
هزار توی پن
یادداشتهای یک رسوایی

بهترین ترانه

حقیقت تلخ - خواننده: ملیسا اتریج
دختران رویایی - خواننده: جنیفر هادسن
دختران رویایی - خواننده: بیانسه نولز
دختران رویایی - خواننده: ادی مورفی، کیت رابینسون، آنیکا نانی رز
ماشینها - خواننده: جیمز تیلور

بهترین فیلم مستند بلند

شیطان را تحویل ما بدهید
حقیقت تلخ
عراق متلاشی
کشور من، کشور من
Jesus Camp

بهترین فیلم مستند کوتاه

خون محله یینگژو
زندگی بازیافت شده
تمرین یک رویا
دو دست

بهترین جلوه های ویژه

دزدان دریایی کارائیب: صندوقچه مرد مرده
Poseidon
بازگشت سوپرمن

بهترین فیلمبرداری

کوکب سیاه
فرزندان انسان
خیالباف
هزارتوی پن
پرستیژ

بهترین کارگردانی هنری

دختران رویایی
چوپان خوب
هزارتوی پن
دزدان دریایی کارائیب: صندوقچه مرد مرده
پرستیژ

بهترین انیمیشن کوتاه

شاعر دانمارکی
Lifted
دخترک کبریت فروش
استاد
حوصله ای برای دیوانه ها نیست

بهترین فیلم کوتاه

بینتا و ایده بزرگ
یکی خیلی زیاده
هلمر و پسرش
ناجی
داستان کرانه باختری

بهترین طراحی لباس

طلسم گل طلایی
دختران ورطایی
ماری آنتوانت
ملکه
شیطان پرادا می پوشد

بهترین گریم

آپوکالیپتو
کلیک
هزارتوی پن

بهترین ترکیب صدا

الماس خونین
دختران رویایی
پرچمهای پدران ما
آپوکالیپتو
دزدان دریایی کارائیب: صندوقچه مرد مرده

بهترین صداگذاری

الماس خونین
نامه های ایوو جیما
پرچمهای پدران ما
آپوکالیپتو
دزدان دریایی کارائیب: صندوقچه مرد مرده

بهترین تدوین

بابل
یونایتد 93
الماس خونین
از دست رفته
فرزندان انسان


 
دوشنبه 7 اسفند ماه سال 1385
اسکار ۲۰۰۷ ( نامزدهای بهترین کارگردانی )
تک چهره های اسکار: نامزدهای بهترین کارگردانی
 
اسکار

در هفتاد و نهمین دوره مراسم اعطای جوایز اسکار که در 25 فوریه در سالن کداک واقع در لس آنجلس برگزار می شود، اسکار بهترین گارگردان به یکی از پنج کارگردان زیر اهدا خواهد شد.

مارتین اسکورسیزی - از دست رفته

مارتین اسکورسیزی با فیلمهایی همچون راننده تاکسی، گاو خشمگین و رفقای خوب نزدیک به چهار دهه بر سینمای آمریکا مسلط بوده است.

علیرغم اعتباری که او را در رده جان فورد، بیلی وایلدر و اورسن ولز قرار می دهد، این فیلمساز ایتالیایی - آمریکایی هرگز برنده اسکار نشده است.

این کارگردان 64 ساله در دهه هفتاد میلادی در کنار کسانی همجون ویلیام فریدکین، فرانسیس فورد کاپولا و استیون اسپیلبرگ به عنوان یک استعداد تازه مطرح شد.

او که در ابتدا می خواست کشیش شود، پس از فارع التحصیل شدن از دانشکده فیلمسازی دانشگاه نیویورک مورد توجه راجر کورمن قرارگرفت.

فیلم خیابانهای پائین شهر در سال 1973 سبک ویژه او را مشخص کرد و رابطه او را با رابرت دنیرو و هاروی کایتل، دو بازیگری که بعدها نیز با آنها همکاری کرد، قوام بخشید.

در حالیکه بیشتر فیلمهایش آثاری کلاسیک محسوب می شوند، چند فیلمش هم مورد توجه تماشاگران و منتقدان قرار نگرفت.

سلطان کمدی،کاندن و دوران معصومیت از جمله این فیلمهاست.

دو فیلم قبلی او که در هر دو لئوناردو دی کاپریو بازی داشت، دار و دسته های نیویورک (2002) و هوانورد (2004) با عکس العملهای دوگانه مثبت و منفی مواجه شد.

اما از دست رفته یک فیلم حادثه ای تاثیرگذار که اسکورسیزی را به دنیای آشنای تبهکاران بازمی گرداند، به عنوان بازگشتی اساسی به این نوع فیلم مورد تحسین واقع شده است.

کلینت ایستوود - نامه های ایوو جیما

کلینت ایستوود که دهه های متمادی ابرستاره نامدار فیلمهای وسترن و حادثه ای بود، آرام آرام به کارگردانی که برنده جایزه می شود تبدیل شده است.

در واقع، او بیشتر موفقیتهای خود را نیز در مقام کارگردان به دست آورده است.

ایستوود نخستین اسکارش را در سال 1993 برای وسترن تجدیدنظرطلبانه اش به نام نابخشوده برد. آن فیلم در آن سال هم جایزه بهترین فیلم و هم اسکار بهترین کارگردانی را برد.

در سال 2005 هم فیلم دیگری از او به نام دختر میلیون دلاری، که داستانش در عالم بوکس می گذشت، بار دیگر همان دو جایزه را برد.

خود ایستوود در هر دوی این فیلمها بازی داشت و هر دوبار نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر شد.

اما با آنکه او کارش را بازیگری آغاز کرده، هنوز آکادمی استعداد او را دراین رشته به رسمیت نشناخته است.

ایستوود در سال 1930 در سن فرانسیسکو به دنیا آمد و ابتدا با بازی در نقشی در یک سریال وسترن تلویزیونی به شهرت رسید.

این شهرت باعث شد تا نقش "مرد بی نام" سه فیلم وسترن ایتالیایی معروف ساخته سرجیولئونه را به او بدهند.

طی سالیان متمادی او همواره نقش کابوی های آرام و مردم گریز و پلیس های آرام و مغرور را بازی کرده است.

اما اشتباه است اگر فکر کنیم که این تنها هنری است که او در چنته دارد.

او که استعداد موسیقی دارد، عشق خود را به موسیقی جاز در فیلم پرنده (1988) با شرکت فارست ویتاکر که در نقش چارلی پارکر بازی کرد، نشان داده است.

کارگردانی نه یک فیلم بلکه دو فیلم درباره جنگ جهانی دوم - نامه هایی از ایوو جیما وپرچمهای پدران ما - آنهم در 76 سالگی نشان می دهد که بازنشستگی هنوز برای این غول واقعی سینما زود است.

استیون فریرز - ملکه

استیون فریرز که یکی از دو کارگردان بریتانیایی است که امسال نامزد دریافت اسکار بهترین کارگردانی شده، سی سال است که در کارش با موفقیت پیش رفته است.

در مهارتش در کار کردن با بازیگران و طرز کار نامحسوس و آرامش با دوربین هیچ تردیدی نمی توان داشت.

اما بیش از هرچیز، این مهارتهای گوناگون اوست که او را قادر ساخته که در صنعت فیلمی که توان زیادی می طلبد، پیوسته و بسیار کار کند.

او در سال 1941 در لستر انگلستان به دنیا آمده و کارش را با دستیاری لیندزی آندرسون آغاز کرد.

کارش در سریال تلویزیونی مشهور بی بی سی به نام نمایش امروز مورد توجه واقع شد.

اما در سال 1985 با فیلم لباس شویی زیبای من با شرکت دانیل دی لوئیس بود که مورد توجه هالیوود قرار گرفت. این فیالم نگاهی تحریک آمیز به بریتانیای دوران تاچر داشت.

از آن زمان تا کنون او هم در بریتانیا و هم در آمریکا به فیلمسازی مشغول بوده است.
در سال 1988 با فیلم رابطه های خطرناک، گلن کلوز را به نامزدی جایزه اسکار بهترین بازیگر زن رساند و خود نیز در سال 1990 برای فیلم کلاهبردارها نامزد دریافت اسکار بهترین کارگردانی شد.

پس از آن و به دنبال چند کار ناموفق بار دیگر با فیلمهای وانت و چیزهای زیبای کثیف به موفقیت دست یافت.

در سال 2003 با فیلم معامله نامش به عناوین روزنامه ها راه یافت. این فیلم تلویزیونی درباره قراری بود که که گفته می شود میان تونی بلر و گوردون براون بر سر اینکه کدامیک در سال 1994 رهبر حزب کارگر شود ،ساخته شده بود.

با موفقیت آن فیلم، فریرز بار دیگر با پیتر مورگان نویسنده فیلمنامه ملکه به همکاری پرداخت و همین فیلم بود که برای دومین بار او را نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین کارگردانی کرد.

پل گرین گراس - یونایتد 93

پل گرین گراس که در سال 1955 در ساری انگلستان به دنیا آمده، ابتدا با برنامه خبری تلویزیونی دنیا در حرکت مشهور شد.

تجربه اش در کار گزارشهای مستند در کار فیلمسازی اش مفید واقع شد و او بیشتر فیلمهایش را بر اساس ماجراهای واقعی ساخته است.

اولین فیلم سینمایی اش با عنوان برخاسته را در سال 1989 ساخت که داستانش درباره یک سرباز بریتانیایی است که در پایان جتگ فالکلند در آرژانتین جا می ماند.

بعد از یک دوره دیگر فیلمسازی برای تلویزیون، گرین گراس در سال 2002 فیلم یکشنبه لعنتی را ساخت که بازسازی ماجرای تیراندازی به 13 غیرنظامی در جریان یک تظاهرات در ایرلند بود. سبک خاص گرینگراس در این فیلم کاملا آشکار است.

او با استفاده از روایت شاهدان عینی و دوربین روی دست تماشاگر را به درون ماجراها کشاند.

این فیلم خرس طلایی جشنواره برلین را بطور مشترک با فیلم دیگری برد و در فستیوال ساندنس آمریکا نیز جایزه ویژه تماشاگران را گرفت.

در سال 2004 در فیلمنامه اوما بار دیگر به ماجراهای ایرلند شمالی پرداخت و ماجرای یک بمب گذاری را که چهار سال پیشتر اتفاق افتاده بود بازسازی کرد.

در همان سال نخستین فیلم هالیوودی اش را به نام برتری بورن ساخت. این دومین فیلم از یک سری فیلم درباره یک مامور مخفی مبتلا به فراموشی است که علیه کارفرمایان سابق خود سر به شورش بر می دارد.

اخیرا نیز او بار دیگر با بازیگر آن فیلم مت دیمون همکاری کرد و قسمت بعدی آن فیلم را با نام اولتیماتوم بورن ساخت.

با فیلم یونایتد 93 که درباره آخرین ساعات زندگی مسافران تنها هواپیمایی است که در جریان رویدادهای 11 سپتامبر به هدف هواپیماربایان برخورد نکرد، گرین گراس برای نخستین بار نامزد دریافت جایزه اسکار شد.

پل گرین گراس می گوید: "به نظر من سینما برای اینکه ادامه داشته باشد، باید به رویدادهای معاصر بپردازد."

الخاندرو گونزالس اینیاریتو - بابل

الخاندرو گونزالس اینیاریتوی 43 ساله جوانترین فیلمسازی است که امسال نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین کارگردانی شده است.

او که متولد سال 1963 در مکزیکوسیتی است، کارش را با آهنگسازی و پخش موسیقی آغاز کرد و سپس به ساختن فیلمهای تبلیغات بازرگانی روی آورد.

او با همکاری فیلمنامه نویسش، گی یرمو آریاخا طرحی برای ساخت 11 فیلم کوتاه درباره تناقضهای زندگی در مکزیکوسیتی تهیه کرد.

بعد از سه سال و چندین بار بازنویسی این پروژه به اولین فیلم بلند آنها تبدیل شد که عشق سگی یا آمورس پروس (2000) بود.

این فیلم سه داستان مجزا را بیان می کرد که نقطه پیوندشان یک تصادف وحشتناک اتومبیل بود. این فیلم نقطه آغاز سبک ویژه اینیاریتو شد که اساس آن بر گفتن داستانهای چند لایه استوار است.

با موفقیت این فیلم او به هالیوود راه یافت و فیلم 21 گرم را با شرکت شون پن، نائومی واتس و بنیسیو دل تورو ساخت.

واتس و دل تورو برای بازی در این فیلم نامزد اسکار شدند.

فیلم بابل که نامزد دریافت هفت جایزه اسکار است، خط دراماتیک مشابهی را دنبال می کند که شخصیتهایش در سه قاره مختلف هستند.

این فیلم در گلدن گلوب جایزه بهترین فیلم دراماتیک را گرفت. پیش از آن اینیاریتو جایزه بهترین کارگردانی را از جشنواره کن گرفته بود.

در سالی که آلفونسو کوآرون و گی یرمو دل تورو هم نامزد دریافت جایزه اند، نامزدی ایناریتو در رشته بهترین کارگردانی رویداد عمده ای برای سینمای مکزیک به شمار می آید.

ایناریتو می گوید: "از نظر من این به معنای عبور از مانعی است که پیش از این کسی نتوانسته بود از آن بگذرد. این وجودم را از شادی و افتخار سرشار می کند."

 


 
دوشنبه 7 اسفند ماه سال 1385
اسکار ۲۰۰۷ ( نامزدهای بهترین بازیگر نقش اول مرد )
نامزدهای اسکار بهترین بازیگر نقش اصلی مرد
 
شرح حال نامزدهای جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد در مراسم اسکار سال 2007 که روز 25 فوریه در سینمای کداک در لس آنجلس برگزار خواهد شد.

لئوناردو دی کاپریو - الماس خونین

هنگامی که لئوناردو دی کاپریو با فیلم تایتانیک به شهرت جهانی دست پیدا کرد، بخاطر بازی در فیلمهایی همچون زندگی این پسر،چه چیزی گیلبرت گریپ را می خورد و رومئو + ژولیت برای خود صاحب اعتباری بود.

در الماس خونین دی کاپریو نقش یک قاچاقچی را بازی می کند

اما فیلم تایتانیک که در سال 1997 برنده 11 جایزه اسکار شد توجه هالیوود را به سوی او جلب کرد.

او سپس در فیلمهای ساحل،دار و دسته های نیویورک، اگر می توانی مرا بگیر و هوانورد نقش آفرینی کرد.

فیام هوانورد که دی کاپریو نقش هوارد هیوز کارگردان سرشناس را در آن بازی می کرد، نامزدی اسکار بهترین بازیگر را برایش به ارمغان آورد.

در سال گذشته دی کاپریو بسیار پرکار بود و در فیلمهای الماس خون و از دست رفته بازی داشت.

دی کاپریو برای این نقشها دوبار نامزد جایزه گلدن گلوب برای بهترین بازیگری در نقشهای دراماتیک شد.

دوبار هم برای بازی در همین فیلمها نامزد دریافت جایزه انجمن بازیگران سینما شد. او بخاطر بازی در فیلم الماس خونین نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول و برای فیلم ازدست رفته نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش دوم شد.

دی کاپریو که متولد سال 1974 در لس آنجلس است، کار بازیگری را در سال 1990 با سریال تلویزیونی بچه داشتن آغاز کرد.

فارست ویتاکر - آخرین پادشاه اسکاتلند

از جمله فیلمهای اخیر ویتاکر اتاق امن و باجه تلفن (هردو محصول سال 2002) است

فارست ویتاکر بازیگر آمریکایی بخاطر ایفای نقش ایدی امین دیکتاتور پیشین اوگاندا در فیلم آخرین پادشاه اسکاتلند تحسین شده است.

ویتاکر پیش از آنکه نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر شود، جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر نقشهای دراماتیک را برد و از سوی محفل منتقدان فیلم نیویورک و انجمن منتقدان فیلم لس آنجلس و شورای ملی نقد و همچنین انجمن منتقدان فیلم برنامه های رادیویی نیز تحسین شد.

این بازیگر 46 ساله در یکی از اولین حضورهایش روی پرده در فیلم گذر سریع زمان در ریجمونت های همبازی نیکلاس کیج و شون پن بود.

بدنبال آن او در فیلمهایی همچون جوخه،صبح به خیر ویتنام و رنگ پول بازی کرد. در سال 1998 او در فیلم پرنده به کارگردانی کلینت ایستوود نقش چارلی پارکر نوازنده موسیقی جاز را ایفا کرد. در جشنواره کن بهترین بازیگر شناخته شد و نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب شد.

در بریتانیا او را بیشتر بخاطر ایفای نقش جودی گروگان ارتش آزادیبخش ایرلند در فیلم بازی گریه محصول سال 1992 می شناسند.

از جمله فیلمهای اخیر او اتاق امن و باجه تلفن (هردو محصول سال 2002) است.

در دهه 1990 به کارگردانی و تهیه کنندگی روی آورد که مهمترین کارش در این دوران در انتظار بازدم باشرکت ویتنی هوستون (1995) بود.

در سریال تلویزیونی پلیسی سپر و مجموعه تلویزیونی بیمارستانی بخش اورژانس هم بازی کرده است.

او در سال 1996 با بازیگری به نام کیشا ویتاکر ازدواج کرده و از او دو دختر دارد. او از یک رابطه قیلی نیز دارای یک پسر است و در عین حال ناپدری دختری که همسرش از ازدواج قبلی دارد نیز هست.

ویل اسمیت - به دنبال خوشبختی

اسمیت در این فیلم که بر اساس رویدادهای واقعی ساخته شده به همراه پسرش جیدن ایفای نقش کرده است

ویل اسمیت هم بعنوان بازیگر سینما و تلویزیون و هم به عنوان یک خواننده رپ از شهرت زیادی برخوردار است.

اسمیت که در ابتدا مجری یک برنامه تلویزیونی بود در سال 1990 در یک سریال مشهور در تلویزیون ان بی سی نقش یک مجری تلویزیون را ایفا کرد.

این برنامه شش سال ادامه پیدا کرد و پایه ای شد برای کار بازیگری سینما که اسمیت آن را از سال 1993 با ایفای نقش یک کلاهبردار همجنسگرا در فیلم شش درجه جدایی آغاز کرد.

اما با فیلم پسرهای بد و بازی در کنار مارتین لارنس بود که اسمیت به موقعیت یک ستاره سینما دست پیدا کرد.

به دنبال آن او در فیلمهای بسیار موفق و پرفروش روز استقلال و مردان سیاهپوش ظاهر شد اما فیلم غرب وحشی وحشی موفقیتی کسب نکرد.

اسمیت با فیلمهای دشمن حکومت،مردان سیاهپوش 2 ، پسرهای بد 2 ، هیچ و روبات بار دیگر به موفقیت دست یافت.

او نخستین بار در سال 2001 و برای ایفای نقش محمد علی (کلی) در فیلم علی که درباره زندگی این بوکسور نامدار بود نامزد دریافت جایزه اسکار شد.

در عین حال، اسمیت کار موسیقی را هم ادامه داد و دو ترانه مردان سیاهپوش و فقط خودمون دوتا که در فیلم مردان سیاهپوش خوانده بود بشدت پرطرفدار شدند.

ویلارد کریستوفر اسمیت جونیور در سال 1968 در فیلادلفیا به دنیا آمد. او از ازدواجش با بازیگری به نام جدا پینکت صاحب دو فرزند شد که از میان آن دو جیدن کریستوفر سایر با او در فیلمهای به دنبال خوشبختی و دوران ویلو کمیل همبازی شد.

ویل اسمیت پسری هم به نام ویلارد کریستوفر سوم از ازدواج قبلی اش دارد.

پیتر اوتول - ونوس

اوتول نقش بازیگر سالخورده ای را بازی می کند که مفتون زنی جوان شده است

پیتر اوتول بازیگر افسانه ای که همه او را با فیلمهایی همچون لورنس عربستان،بکت،شیر در زمستان و خداحافظ آقای چیپس بخاطر دارند، برای بازی در فیلم ونوس برای هشتمین بار نامزد دریافت جایزه اسکار شده است.

او تا کنون سه جایزه گلدن گلوب، یک جایزه امی و یک اسکار افتخاری گرفته است.

اوتول که اینک 74 ساله است بازیگری را در دهه پنجاه میلادی در کنار آلبرت فینی، ریچارد هریس و آلن بیتس در آکادمی سلطنتی هنرهای دراماتیک فراگرفته است.

او کار بازیگری را روی صحنه آغاز کرده و بعنوان یکی از بهترین بازیگران آثار شکسپیر شناخته شده است.

اوتول بازیگری در سینما را در سال 1962 با فیلم لورنس عربستان آغاز کرد و برای نخستین بار بخاطر بازی در همین فیلم نامزد اسکار شد.

او شش بار دیگر نامزد اسکار شد تازه ترینش در سال 1983 برای فیلم سال محبوب من بود.

در سال2003 آکادمی یک جایزه اسکار افتخاری را برای فعالیتهای همه عمر به او اعطا کرد و البته او ابتدا از گرفتن این اسکار ابا داشت.

اما هنگامی که دریافت چه او در مراسم حاضر باشد و چه حاضر نباشد آکادمی در هر حال این جایزه را به او خواهد داد، موافقت کرد که جایزه را بگیرد.

رایان گاسلینگ - Half Nelson

قتل از روی شماره و بمان از دیگر فیلمهای گاسلینگ هستند

رایان گاسلینگ بازیگر 26 ساله کانادایی بخاطر بازی در فیلم Half Nelson در نقش آموزگاری که با کمک یکی از شاگردانش با مساله اعتیادش مواجه می شود نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگری شده است.

اما او هم با ایفای نقش در سریالهای تلویزیونی و فیلمهایی همچون مومن و دفترچه یادداشت پیش از این به اعتبار دست یافته بود.

گاسلینگ که در شهر لندن ایالت اونتاریوی آمریکا به دنیا آمده، با آموزه های مسلک مورمون بزرگ شده است.

او کارش را از 13 سالگی در کنار بریتنی اسپیرز، کریستینا اگیلرا و جاستین تیمبرلیک در میکی ماوس کلاب آغاز کرد.

بازیش در Half Nelson او را نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر از انجمن بازیگران کرد. او بخاطر ایفای نقش در همین فیلم جایزه بهترین بازیگری را از جشنواره فیلم استکهلم گرفته است.

با آنکه گاسلینگ آموزش رسمی بازیگری ندیده، بازیهایش عاطفی و تاثیرگذار توصیف شده است.

در این رقابت نیز در نهایت :

جایزه بهترین بازیگر نقش اصلی مرد را نیز ریس وتیرسپون، برنده اسکار پارسال اهدا کرد. فارست ویتاکر بازیگر نقش ایدی امین در فیلم آخرین پادشاه اسکاتلند که او نیز مانند هلن میرن بخت اصلی اسکار محسوب می شد، این جایزه را دریافت کرد.

 


 
دوشنبه 7 اسفند ماه سال 1385
اسکار ۲۰۰۷ ( نامزدهای بهترین بازیگر نقش اول زن )
نامزدهای اسکار بهترین بازیگر نقش اصلی زن
 
امسال با رویارویی دو بازیگر بریتانیایی، هلن میرن و جودی دنچ، که هر دو دارای لقب رسمی دیم یا "بانو" هستند و مریل استریپ که بانوی اول پرده سینما در آمریکا لقب گرفته است، رقابت بر سر جایزه اسکار بهترین بازیگران زن در میان بانوان هنرمند دارای اسم و رسم در جریان است.

در این رقابت، "عروس همیشگی اسکار" یعنی کیت وینسلت و پنه لوپه کروز که