وقتی گوشی برای شنیدن...
  
 پاره ای از افکار بی مشتری و حرفهای به سخره گرفته شده
 
فروردین 1386
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
 
آرشیو

آموزش جامع 30 زبان خارجی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
دوشنبه 30 بهمن ماه سال 1385
یه موضوع

 

تاثیر آلاینده های موتوری بر محیط زیست!


 
دوشنبه 30 بهمن ماه سال 1385

 

سلام

امروز هم تمام شد. باز هم جریان دانشگاه را پیگیری کردیم.

عجب بی وجدان و نا انسان این نا استاد ( جعفر )

حتی به تمام جاهایی که احتمال می داده برای کار این بنده خدا می تونه سر بزنه زنگ شده.

خدایا این چی می خواد از جون این دانشجوی یچاره اش.

 

تمام امروز بر این گذشت و نامه نگاری راستی پروپزال حکیمه را هم نوشتم خدا رو شکر این هم از رو دوشم برداشته شد.

ببیمن می تونم این اخر سالی یه لپ تاپ مناسب بگیرم.

خوب دیگه برم که خیلی دیرهُ راستی رییس هم عوض کردند اونقدر پیشش نرفتم که عوض شد۱

چه شانسی داره طرف اخه امروز با خودم گفتم رزومش را می برم پیش شخص رییس

این هم عوض شد!

بی خیال دنیا همینه نمی دونم چرا اون رییس ۱۰ ساله عوض نشده!

 

 

 

 


 
یکشنبه 29 بهمن ماه سال 1385
امروز

 

این روزها خیلی حس تعویض گوشی دارم. دلم عجیب سونی اریکسون می خواد . امروز کلی در مورد مدل های مختلفش مطالعه کردم. اخر سر به این نتیجه رسیدم که این ۳ تا خوبند ( در حد خواسته ام و جیبم)

۱- w810

۲- w700

۳- k750

جالبه که همکارم همین دیروز یک کا ۷۵۰ خریده بود دیدمش بدم نیامد. حدودا ۲۰۰ در می یاد با تجه به اینکه امده بود یک حافظه ۱ گیگ هم بهش اضافه کرده بود که دیگه عالی می شد.

خودم از w70-w810 خوشم امده بینم چی می شه.

w700 قابلیت ۳۰ ساعت پخش موسیقی در حالت خاموش بودن موبایل را داره و این خیلی حسن برای من.

به هر صورت نمی دانم چی کار کنم حسم میگه همین روزهاست که یکیشون را می خرم.

- مساله دیگه امروز یه سری به این سایتهای آمار زدم که امار وبلاگ را نشون می ده. خیلی جالبه که هر کدومشون یک جور نشان نی دنو من خودم پرشن استت رامی پسندم به نظرم ازهمه بهتره.

یه دوست خوب بابلی هم دارم که مرتبا به من سر می زنه و بی خبر می یاد و میره هیچوقت هم برام کامنت نگذاشته !

 

خوب برم به کارم برسم

عذاب وجدان دارم هیچکار نکردم.

 

 

 


 
شنبه 28 بهمن ماه سال 1385

 

عجب این دور و زمونه استادها عوضی و خیلی عذر می خوام از همه استادهای واقعی احمقند.

یک مشت نون به نرخ وز خور

نون مفت خور بی سواد

هیچی حالیشون نیست به ظور نمره و هر کوفت زهر ماری دانشجو را وادار به مقاله نویسی می کنند بعد م مثل خررررر انگار نه انگار

 

 


 
شنبه 28 بهمن ماه سال 1385
باز هم یک شنبه دیگه

سلام سلام سلام

این هم به خاطر یک صبح بارون زده تمیز بهاری

امروز یکی از دوستای خوبم حسابی سوپرایزم کرد.

نمی دونی چطوری !

با ترجمه یک متن ساده من به یک قلم شد و نظم گونه به سبک عمو شل

کلی برام قشنگ وجالب بود.

این دوست خوبم یک دنیا ذوق و استعداده و من مطمئنم اگه خوب کار کنه و خودش را تقویت کنه می تونه کاراش را کتاب کنه.

اره در مورد اقا آرمین حرف می زنم

همونی که بار ها و بارها کامنت های قشنگش را برام گذاشته و من و کلی خوشحال کرده اما این بار کارش فرق می کنه فوق العاده بود نمی دونی چقدر خوشحال شدم.

گفتم حتما نوشته اش می گذارم همه ببینن ولی دیدم نه حق کپی رایت چی می شه پس حقی که خودش هم رعایت کردهبود پس من هم اینو نوشته قشنگ را لینک می کنم تا همه برن ببینن چقدر وقتی سبک عوض بشه سخته همون حرف را با یک زبون دیگه زد و خیلی هم قشنگ تر گفتش و از عهده هر کسی بر نمی یاد.

این هم نوشته دریاش

برای این دوستم ارزوی موفقیت بیش از پیش می کنم و از متنی که به من هدیه کرده کمال تشکر را دارم.

 


 
چهارشنبه 25 بهمن ماه سال 1385
روز والنتاین

 

سلام

بابا عجب نوشته ای نوشتم . خودم ۱۰۰ بار خوندمش و کیف کردم . همونی که واست نوشتم . روزت را به خود نامردت تبریک گفته بودم

بابا نوشته معشوق من را می گم دیگه . همونی که حتی نخوندیش

مثل اینکه یه کادو بهت بدن تو قبولش نکنی اون وقت به اون طرف مقابل چقدر بر می خوره ها؟

باشه مهم نیست

من به روی خودم نمی یارم

که تو ...

 


 
چهارشنبه 25 بهمن ماه سال 1385
از قدیم گفتن دیوار حاشا ...

 

چطور می شه حاشا کرد؟

به راحتی اب خوردن. اره به راحتی اب خوردن

از قدیم گفتن دیوارش بلند هم هست و اووووو کیه که حال و حوصله پیگیری و اثباتش را داشته باشه.

مثلا همین ندا جون خودمونیم

۲ بار بهش گفتم نه با اینکه می دید و منطقش می گفت نه قبول کرد.

حالا فکرش را بکن این انکار کرد یه قول بزرگ پر قدرت باشه به نام رییس دانشکده و این رییس دانشکده ۱۰ سال ریاست کنه و برای خودش یک باند فراماسون قوی داشته باشه و بعد استاد راهنمای توی بیچاره باشه

خوب اگه انکار کنه مقاله نگرفته خوب راست گفته اخه رییس دانشگاهست اخه دکتر اخه استاد

اگه بگه اره اون حتی پایان نامه اش را مو به مو من براش انجام دادم خوب راست می گه اخه استاد راهنماست

اگه بگه اره من که از پایان نامه اون طرح ندادم اون تاریخش مال قبل از تصویب پروپزاله خوب اره راست می گه اصلا هم مهم نیست که تاریخ ۱۸/۱۰ /۸۴ روز ۱۸/۱۱/۸۵ نوشته شده به هر حال اون رییس دانشکده است.

اگه مقاله یه استاد دیگر را بگه اسم اون ها را پاک کن اون ها چی حالشون می شه چه سرشون می شه سواد ندارند اونها کین دیگه و بگه فقط اسم من باشه بعد بره به اون استاده  بگه اره دانشجوی تو آمده از مقاله من به اسم خودش و تو کپ زده داده به تو که چیزی نمی شه گفت اخه ایشون دکتر و رییس دانشگاه هستند.

اگه اتفاقا یه استاد دیگه همون مقاله را با اسم همه استاد ها داشته باشه نمی تونه فاشش کنه اخه دانشجو تایید می شه اخه رییس می ره زیر سوال اینکه نمی شه اخه اون مافوقته

اوووووووووووووووووووووووووو خلاصه کلی اگه اگه ی  دیگه

و حالا کیه که ثابت کنه این همه انکار رو؟

و اگر خدا نبود

 

برم از شهر خیالات سبک بیرون

دلم از غربت ....

 

اره ندا جونم این مال منه خود خود من

 

 


 
چهارشنبه 25 بهمن ماه سال 1385
روز عاشورایی ۵

سلام

دیروز دوباره یه روز عاشورایی بود. اونقدر خسته بودم که یادم رفت به ثبتش برسونم.

من اومدم سر کار تا به کارهای موندم برسم. اون هم قرار شد بره دانشگاه . ۱۰۰ بارباهاش تماس گرفتم از کمیته بهش زنگ زده بودن گفتن زود بیا اصل صورت جلسه دفاعت گم شده.

چه سوژه نابی

دیگه دلم طاقت نیاورد کیف و میف و همه چی را گذاشتم سر کار و با کاپشنم در رفتم

چه کیفی داشت حق گیری. اقا رسیدیم دانشگاه دیدیمش کلی برام تعریف کرد میخواستم برمتو اسمون اخه نمرهاش را گرفت هیچ بهش قول تبرئه شدن راهم دادن.

قضیه مهم نبو اصل نمره بود که حسابی گندش در امده بود. اقا ما هم رفتیم نامه نوشتیم بقیه بچه ها هم امدن رفتیم پیش رییس دانشگاه اصلا هر چی می گفتیم شاخش در می امد می گفت نه این که حق نداشتن غیر قانونی .... بابا گندش بزنن که به قول استاد اون قدر چاه کند چاه کند که خودش افتاد توش

بماند که قضیه من را هم کشیده بود وسط با مدرک حسابی حلش کردیم و ابروش رفت مردک احمق.

امروز هم دوباره رفت دانشگاه من موندم موبایلشهم خاموشه نمی دونم چه خبر شده دارم از کنجکاوی می میرم

اخ حسین قربونت برم که یاد دادی پای نا حق واستیم و حرفمون را بزنیم.

خدا جونم ممنونم که بهمون قدرت دادی که نترسیم و با تمام اهانت ها و تهدید ها باز هم حرفمون را بزنیم و واستیم.

 

باز از هم خدایا به امیدتو...

 


   1      2      3      4      5      6    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 32336


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها