وقتی گوشی برای شنیدن...
  
 پاره ای از افکار بی مشتری و حرفهای به سخره گرفته شده
 
فروردین 1386
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
 
آرشیو

جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
یکشنبه 26 آذر ماه سال 1385

 

سلام

این نامه رو به تو می نویسم که شایدهرگز ندیدمت. بهتو که روزی در کنارم احساست خواهم کرد. به تو که همسفر روزهایتنهایم خواهی بود .

ولی اینک جایت بیش از هر زمان دیگری خالی است.

کاش بودی و با بودنت انگیزه بی انگیزگیم کم رنگ می نمود. کاش بودی و اشتاق بر خواستن پر بهانه ام را بر می انگیختی.

کاش بودی و خوب نیستی بی هیچ اصراری به بودنت خواسته ات را می خواهم

این همه ادم چرا پس؟کجایی که ندیدمت؟ کجایی هان؟

کی فرا خواهی رسید کی؟

دل من اکنون بهانه نبودنت را سخت می گیردوبعد از این نمی دانم.

نمی ترسی نجابتم تاراج کسانی شود که لیاقتشان نیست؟

نمی هراسی از فروکشی هیجانم که نسیب رهگذرانی گردد که قیاسی باتوندارند؟

 

بترس که یهناگاه زود دیر می شود.

مرا تحمل صبری بیش از این نیست که نیست.

تو را من چشم درراهم

بخواهی زود تر فرا خواهی رسید

D.Z


 
یکشنبه 12 آذر ماه سال 1385
کلاف سردرگم

 

خوب نه خوب نه

امروز در کمال بی حالی ام

نمای دونم چمه؟ تب دارم. حوصله ندارم. دوست دارم جدول سودوکو حل کنم دوست ندارم . از دوماغم از دستام داره هوای داغ بیرون می زنه.

چشمام خماره و هیچ خوصله ای ندارم.

دلم می خواد بخوابم بخوابم بخوابم.

خدایا کوشی بیا پیشم .


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 32350


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها